أبي الفتح الكراجكي ( مترجم : الشيخ عباس القمي )
21
معدن الجواهر ( نزهة النواظر در ترجمه معدن الجواهر ) ( فارسى )
چشم ترا شفا بخشد گفت مرا چندان غم آن نيست گفتند مگر چه غمست ترا كه از چشم بالاتر است گفت دو چيز بزرگ كه در پيش دارم و آن بهشت و دوزخست ( 1 ) و نيز گفتهاند دو چيز زياد مىكند خسارت را يكى گداختن بيمارى است تن را و ديگر اندوه است ظاهرا مرا و اندوه در امر دين و آخرتست و دو چيز است زياد مىكند سيّئات را يكى سركشى و ديگر سخت شادى نمودنست ( 2 ) عابدى را گفتند بچه حالت صبح كردى گفت ما بين دو نعمت رزق موفور و گناه مستور يعنى دو نعمت حقتعالى شامل حال نيست يكى روزى بسيار كه به من عطا فرموده و ديگر پنهان داشتن گناهان نيست از مردم كه مرا رسوا نفرموده ( 3 ) يكى گفته از براى دنيا دو فضيلت است از هر مؤدبى فصيحتر و از هر واعظى بليغتر است ( 4 ) يكى از حكماء گفته دو چيز است كه بدن را از رنج و زحمت راحت مىكند يكى راضى شدن بقضاء الهى است و ديگر اعتماد به خدا است در قسمت و نصيب خود يعنى وقتى كه آدمى داراى اين دو صفت شد حرص او كم مىشود از زحمت سعيهاى بسيار در تحصيل دنيا آسوده مىشود چنان كه حضرت سيّد الشّهداء ( ع ) اشاره به اين مطلب فرموده است به اين شعر و ان تكن الارزاق قسما مقدرا * فقلة حرص المرء في السّعى اجمل ( 5 ) يكى گفته است مرگ بر دو قسمت مرگ بدن و جسد و آن در وقتى است كه روح از او مفارقت كند و ديگر مرگ نفس است و آن وقتى است كه عقل از او مفارقت كند سزاوار است عاقل را دو آئينه براى خود اخذ كند در يكى عيبهاى خود را ببيند و اصلاح كند و در ديگر محاسن و زينت خود را ببيند و زياد كند مترجم گويد كه شايسته و سزاوار است